مسأله 300- اگر شك كند كه وضوى او باطل شده يا نه، بنا مى‏گذارد كه وضوى او باقى است، ولى اگر بعد از بول استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر، وضوى او باطل است.

مسأله 301- كسى كه شك دارد وضو گرفته يا نه، بايد وضو بگيرد.

مسأله 302- كسى كه مى‏داند وضو گرفته و حَدَثى هم از او سر زده، مثلًا بول كرده، اگر نداند كدام جلوتر بوده، چنانچه پيش از نماز است بايد وضو بگيرد، و اگر در بين نماز است بايد نماز را بشكند و وضو بگيرد و اگر بعد از نماز است بايد وضو بگيرد، و بايد نمازى را كه خوانده دوباره بخواند.

مسأله 303- اگر بعد از نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، نماز او صحيح است، ولى بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.

مسأله 304- اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، نماز او باطل است و بايد وضو بگيرد و نماز را بخواند.

مسأله 305- اگر بعد از نماز شك كند، كه قبل از نماز وضوى او باطل شده يا بعد از نماز، نمازى كه خوانده صحيح است.

مسأله 306- اگر انسان مرضى دارد كه بول او قطره قطره مى‏ريزد يا نمى‏تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پيدا مى‏كند، بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مى‏كند بخواند، و اگر مهلت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه مهلت دارد فقط كارهاى واجب نماز را به جا آورد و كارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترك نمايد.

مسأله 307- اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمى‏كند و در بين نماز چند دفعه بول از او خارج مى‏شود، وضوى اول كافى است، ولى چنانچه مرضى دارد كه در بين نماز چند مرتبه غائط از او خارج مى‏شود كه اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگيرد سخت نيست، بايد ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت غائط از او خارج شد وضو بگيرد و بقيه نماز را بخواند.

مسأله 308- كسى كه غائط طورى پى در پى از او خارج مى‏شود كه وضو گرفتن بعد از هر دفعه براى او سخت است، اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، بايد براى هر نماز يك وضو بگيرد.

مسأله 309- كسى كه بول پى در پى از او خارج مى‏شود اگر بين دو نماز، قطره بولى از او خارج نشود مى‏تواند با يك وضو هر دو نماز را بخواند و قطره‏هايى كه بين نماز خارج مى‏شود اشكال ندارد.

مسأله 310- كسى كه بول يا غائط پى در پى از او خارج مى‏شود اگر نتواند هيچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، مى‏تواند چند نماز را با يك وضو بخواند، مگر اختياراً بول يا غائط كند يا چيز ديگرى كه وضو را باطل مى‏كند پيش آيد.

مسأله 311- اگر مرضى دارد كه نمى‏تواند از خارج شدن باد جلوگيرى كند، بايد به وظيفه كسانى كه نمى‏توانند از بيرون آمدن غائط خوددارى كنند عمل نمايد.

مسأله 312- كسى كه غائط پى در پى از او خارج مى‏شود، بايد براى هر نمازى وضو بگيرد و فوراً مشغول نماز شود، ولى براى به جا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داد در صورتى كه آنها را بعد از نماز فوراً به جا بياورد وضو گرفتن لازم نيست.

مسأله 313- كسى كه بول او قطره قطره مى‏ريزد بايد براى نماز بوسيله كيسه‏اى كه در آن، پنبه يا چيز ديگرى است كه از رسيدن بول به جاهاى ديگر جلوگيرى مى‏كند، خود را حفظ نمايد، و احتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج بول را كه نجس شده آب بكشد، و نيز كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند، چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از رسيدن غائط به جاهاى ديگر جلوگيرى نمايد. و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد، براى هر نماز مخرج غائط را آب بكشد.

مسأله 314- كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند در صورتى كه ممكن باشد و مشقت و زحمت و خوفِ ضرر نداشته باشد بايد به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط جلوگيرى نمايد، و بنا بر احتياط واجب اگر چه خرج داشته باشد، بلكه اگر مرض او به آسانى معالجه شود، خود را معالجه نمايد.

مسأله 315- كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، بعد از آن كه مرض او خوب شد، لازم نيست نمازهايى را كه در وقت مرض مطابق وظيفه‏اش خوانده قضا نمايد. ولى اگر در بين وقت نماز مرض او خوب شود، بايد نمازى را كه در آن وقت خوانده دوباره بخواند.

چيزهايى كه بايد براى آنها وضو گرفت‏

مسأله 316- براى شش چيز وضو گرفتن واجب است:

اول: براى نمازهاى واجب غير از نماز ميت.

دوم: براى سجده و تشهد فراموش شده، اگر بين آنها و نماز حَدَثى از او سرزده مثلًا بول كرده باشد.

سوم: براى طواف واجب خانه كعبه.

چهارم: اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد.

پنجم: اگر نذر كرده باشد كه جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند.

ششم: براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده يا بيرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتى كه مجبور باشد دست يا جاى ديگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولى چنانچه معطل شدن به مقدار وضو، بى‏احترامى به قرآن باشد بايد بدون اين كه وضو بگيرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بيرون آورد، يا اگر نجس شده آب بكشد و تا ممكن است از دست گذاشتن به خط قرآن خوددارى كند.

مسأله 317- مس نمودن خط قرآن، يعنى رساندن جايى از بدن به خط قرآن براى كسى كه وضو ندارد، حرام است. ولى اگر قرآن را به زبان فارسى يا به زبان‏ ديگرى ترجمه كنند مس آن اشكال ندارد.

مسأله 318- جلوگيرى بچه و ديوانه از مس خط قرآن واجب نيست، ولى اگر مس نمودن آنان بى‏احترامى به قرآن باشد، بايد از آنان جلوگيرى كنند.

مسأله 319- كسى كه وضو ندارد، حرام است اسم خداوند متعال را به هر زبانى نوشته شده باشد مس نمايد. و همچنين است بنا بر احتياط واجب مس اسم مبارك پيغمبر و امام و حضرت زهرا عليهم السلام.

مسأله 320- اگر پيش از وقت نماز به قصد اين كه با طهارت باشد وضو بگيرد يا غسل كند صحيح است و نزديك وقت نماز هم اگر به قصد مهيا بودن براى نماز وضو بگيرد اشكال ندارد.

مسأله 321- كسى كه يقين دارد وقت داخل شده اگر نيت وضوى واجب كند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده، وضوى او صحيح است.

مسأله 322- مستحب است انسان براى نماز ميت و زيارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان عليهم السلام وضو بگيرد، و همچنين براى همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن و نيز براى مس حاشيه قرآن و براى خوابيدن، وضو گرفتن مستحب است، و نيز مستحب است كسى كه وضو دارد دوباره وضو بگيرد، و اگر براى يكى از اين كارها وضو بگيرد هر كارى را كه بايد با وضو انجام داد، مى‏تواند به جا آورد مثلًا مى‏تواند با آن وضو نماز بخواند.

چيزهايى كه وضو را باطل مى‏كند

مسأله 323- هفت چيز وضو را باطل مى‏كند: اول: بول. دوم: غائط. سوم: باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج شود. چهارم: خوابى كه به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود، ولى اگر چشم نبيند و گوش بشنود وضو باطل نمى‏شود. پنجم: چيزهايى كه عقل را از بين مى‏برد، مانند ديوانگى و مستى و بيهوشى. ششم: استحاضه زنان، كه بعداً گفته مى‏شود. هفتم: كارى كه براى آن بايد غسل كرد مانند جنابت.