برخى ازموانع عبارتند از: 

1. تنافى با سنتهاى آفرینش

خواسته‏اى كه در دعا عرضه مى‏شود، باید مخالف‏سنت‏هاى الهى كه خداوند بر پایه حق و حكمت‏بنا نهاده است نباشد. از جمله سنت‏هاى خداوند این است كه; براى هر یك از انسانها اجلى قرار داده كه‏در صورت حتمى بودن گریز از آن نیست. بنابراین اگر كسى دعا كند كه بخواهد خداعمر بى‏پایان به او بدهد و یا مریضى را كه اجل حتمى او فرا رسیده است، از مرگ‏برهاند، اجابت چنین خواسته‏اى به معناى تعطیلى در قانون قطعى الهى و یا وروداستثنا در حریم آن است و این خود مانع از اجابت دعاست. قرآن كریم در این باره مى‏فرماید:

«وانفقوا من ما رزقناكم من قبل ان یاتى احدكم الموت فیقول رب لولا اخرتنى‏الى اجل قریب فاصدق و اكن من الصالحین و لن یوخر الله نفسا اذا جاء اجلهاوالله خبیر بما تعملون‏».

«از آنچه به شما روزى كرده‏ایم انفاق كنید، پیش از آن كه مرگ یكى از شما فرارسد، آنگاه بگوید: پروردگارا چرا مرگ مرا تا زمانى اندك به تاخیر نمى‏اندازى،تا صدقه دهم و از صالحان باشم و هرگز خداوند اجل هیچ كس را وقتى فرا رسد، به‏تاخیر نخواهد انداخت‏».

2. تزاحم دعاها

گاهى شخصى كه از ستم دیگران به ستوه آمده، علیه ستمگران دعامى‏كند و از خداوند انتقام خود را مى‏طلبد ولى در همین حال این شخص به ظاهر مظلوم‏به خاطر ستمى كه خود به دیگرى كرده، مورد غضب قرار گرفته است. همین تزاحم دعاهامى‏تواند مانع استجابت گردد. تزاحم در حدیث قدسى یكى از موانع دعا معرفى گردیده‏است‏خداوند متعال در این باره مى‏فرماید: «... اما ان تكون ظلمت احدا فدعا علیك‏فتكون هذه بهذه...» یا این است كه تو به دیگرى ستم كرده‏اى و او بر ضرر تو دست‏به دعا برداشته است پس این به [واسطه] آن [دفع مى‏شود.] از حضرت صادق (علیه‏السلام) روایت‏شده است كه: «هر گاه شخصى مورد ستم دیگرى واقع شود، سپس علیه اواز درگاه خداوند تقاضاى انتقام كند، خداوند مى‏فرماید: شخص دیگرى هست كه ادعادارد از سوى تو مظلوم واقع شده و بر تو نفرین مى‏كند، اگر مى‏خواهى تا دعاى تو رادر باره او و دعاى او را در حق تو به اجابت رسانم و گرنه هیچ یك را برآورده‏نمى‏كنم; تا از عفو خود شما را بهره‏مند سازم‏». گاهى هم انسان براى موفقیت‏خود دعا مى‏كند در حالى كه بسیارى از اشخاص دیگر كه‏از دست او دل شكسته‏اند براى ناكامیش با دل سوزان و اشك ریزان دعا مى‏كنند.بنابر این دعا كننده باید قبل از دعا، دیگران را از خود راضى سازد. امام‏صادق(علیه السلام) فرمود: «كان ابى یقول اتقوا الظلم فان دعوه المظلوم تصعد الى‏السماء». پدرم همواره مى‏فرمود: از ستم به دیگرى بپرهیزید; زیرا دعاى مظلوم تا آسمان‏بالا مى‏رود. و امام كاظم(علیه السلام) فرمود: «لا تحقروا دعوه احد فانه یستجاب للیهودى والنصرانى فیكم و لا یستجاب لهم فى انفسهم‏». دعاى هیچ كس را كوچك نشمارید; زیرا درخواست‏یهودى و نصرانى در باره شما به‏اجابت مى‏رسد گر چه در باره خود آنان مستجاب نمى‏گردد

3. نبود قابلیت

قرآن كریم در واقعه طوفان نوح(ع) پس از آن كه درخواست‏حضرت، مبنى بر نجات فرزندخویش، را نقل مى‏كند، مى‏فرماید: «یا نوح انه لیس من اهلك انه عمل غیر صالح فلاتسالن ما لیس لك به علم انى اعظك ان تكون من الجاهلین‏». دعا كننده باید قبل از دعا، دیگران را از خود راضى سازد. اى نوح [شایسته‏این كه] از اهل تو [باشد] نیست و سر تا پایش ناصالح است. در باره آن چه به‏حقیقتش آگاه نیستى، از من چیزى مخواه، تو را پند مى‏دهم تا از جاهلان نباشى‏» ازاین روى كفر و عناد نسبت‏به حق مانع عنایت الهى و مشمول رحمت‏خاص او گشته و درلحظه انتقام رحمت عام را نیز تغییر مى‏دهد و هر دعایى حتى تقاضاى پیامبر بزرگ‏خداوند در حق پسر را بى‏تاثیر مى‏سازد. در آیه‏اى دیگر خداوند متعال پیامبراكرم را مخاطب خویش ساخته، مى‏فرماید: «سواء علیهم استغفرت لهم ام لم نستغفر لهم لن یغفر الله لهم ان الله لا یهدى‏القوم الفاسقین‏». بر منافقان یكسان است كه تو در باره آنان طلب بخشش و غفران كنى یا نكنى [درهر دو صورت] خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید زیرا خداوند گروه فاسق را [در اثرلجاجت و سیاهى قلبشان] هدایت نمى‏كند.

براى جلب رحمت الهى قلبى لازم است كه سالم از كفر و نفاق باشد; زیرا به فرموده‏قرآن مجید: «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتى الله بقلب سلیم‏». در روزقیامت مال و فرزند سودى نمى‏دهد، جز قلب سالم. امام صادق(علیه السلام) فرمود: پدرم همواره مى‏فرمود: از ستم به دیگرى‏بپرهیزید; زیرا دعاى مظلوم تا آسمان بالا مى‏رود. چه قلب وقتى از مرض كفر و نفاق سلامت‏یافت، شایسته پذیرش رحمت الهى مى‏شود ومواهب خداوندى به سویش سرازیر مى‏گردد. برخى دیگر از گناهان نیز قابلیت پذیرش دعا را از بین مى‏برند. آنجا كه در دعاى‏كمیل از زبان امیرمومنان مى‏خوانیم: «اللهم اغفرلى الذنوب اللتى تحبس الدعاء». بارالها! گناهانى كه از من سرزده و مانع استجابت دعایم مى‏شود، بر من ببخش‏»،اشاره به همین واقعیت دارد. محمد بن مسلم از امام باقر(ع) نقل مى‏كند آن حضرت فرمود: «ان العبد یسال‏الله الحاجه فیكون من شانه قضاوها الى اجل قریب او الى وقت‏بطى فیذنب العبدذنبا فیقول الله تعالى للملك: لا تقض حاجته و احرمه ایاها فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى‏».

بنده حاجتش را از خدا مى‏خواهد. بناى الهى نیز بر آن است كه خواسته‏اش را دیریا زود به اجابت رساند. آنگاه بنده گرفتار گناهى مى‏شود. خدا به فرشته‏اى كه‏مامور كار او است، مى‏فرماید: خواسته‏اش را به انجام نرسان و او را از دست‏یابى‏به خواسته‏اش محروم كن! زیرا او خود را در معرض خشم من قرار داده و مستحق دورى‏از رحمت من گشته است‏».

شخصى به رسول خدا عرض كرد: «احب ان یستجاب دعایى فقال(ص): طهر ماكلتك و لا تدخل بطنك الحرام‏».دوست دارم دعایم مستجاب شود. حضرت فرمود: آذوقه‏ات را از مال شبهه‏ناك پاك كن و غذاى حرام در شكم خود جاى‏نده‏». و در حدیثى قدسى خداوند متعال فرمود: «و ربما صلى العبد فاضرب بها وجهه واحجب عنى صوته، اتدرى من ذالك؟ یا داوود ذاك الذى یكثر الالتفات الى حرم‏المؤمنین بعین الفسق...». چه بسا بنده نماز مى‏گزارد و من آن را رد كرده، به صورتش مى‏زنم و صداى مناجات‏او را از خود دور مى‏سازم. مى‏دانى این چه شخصى است؟ اى داوود، این همان كسى است‏كه همواره چشم خیانت‏خویش را متوجه حرم [ناموس] مومنان ساخته است‏».

4. بى‏توجهى به واسطه‏ ها

خداوند متعال خالق هستى و پدیدآورنده نظام و سنن حاكم‏بر آن است، لذا دوست دارد انسانها به این نظام احترام گذاشته، و در وصول به‏خواسته‏هایشان آن را از نظر دور نداشته و در عین حالى كه تاثیر وسایل را درمقاصد خود به ذات حق مستند مى‏كنند، براى برآورده شدن نیازهاى خود، آنها را نیزبه كار بندند. بر این اساس قرآن كریم براى دفع شر كفار راه جهاد را پیش روى مومنان گذارده‏است و مى‏فرماید: «و قاتلوهم یعذبهم الله بایدیكم ...» با آنها بجنگید، تاخداوند با دست‏شما كافران را به سزاى كارشان برساند». در جاى دیگر كسانى را كه در خانه نشسته و به امید فتح از سوى خدا دست روى دست‏گذاشته و اقدامى نمى‏كنند توبیخ مى‏كند. شخصى به امام صادق(ع) عرض كرد: دعا فرما تا خداوند به من روزى راحتى بدهد،حضرت فرمود: «برایت دعا نمى‏كنم. برو همان طور كه خداوند دستور داده، سعى و تلاش‏كن‏». در برخى احادیث از كسانى كه بدون توجه به وسائلى كه خداوند قرار داده است،رفع مشكل خود را مى‏طلبند یاد شده است. این‏گونه افراد در پنج دسته ذیل قرارمى‏گیرند: كفر و عناد نسبت‏به حق مانع عنایت الهى و مشمول رحمت‏خاص او گشته و در لحظه‏انتقام رحمت عام را نیز تغییر مى‏دهد و هر دعایى حتى تقاضاى پیامبر بزرگ‏خداوند در حق پسر را بى‏تاثیر مى‏سازد.

1. شخصى كه خداوند مالى به او عنایت‏كرده، و او با اسراف و تبذیر و مصرف نابجا اموالش را به هدر مى‏دهد و از خداتقاضاى روزى مى‏كند.

2. مردى كه از سوء خلق همسر خود و اذیت‏هاى پى‏درپى او به تنگ آمده و از خدامى‏خواهد تا او را از دست آن زن راحت كند، حال آنكه خدا راه طلاق را در پیش روى‏او گذاشته است.

3. شخصى كه از آزار مكرر همسایه‏اش شكوه مى‏كند و او را به خاطر آن نفرین‏مى‏كند، در حالى كه مى‏تواند خانه‏اش را بفروشد و در جاى مناسبى منزل اختیار كند.

4. آنكه در خانه نشسته، كار نمى‏كند و از خدا طلب رزق مى‏كند در حالى كه خداوندراههاى روزى را پیش روى او قرار داده است.

5. كسى كه مالى را به دیگرى قرض داده است و مقروض انكار مى‏كند.

سپس دست‏به دعا برداشته و از خدا برگشت مال خویش را مى‏طلبد، در صورتى كه‏خداوند به او دستور شاهد گرفتن داده است.

سایت :قران صاعد