تسلیم و اخلاص در دعا
اینان اولیای خاص الهی هستند که میگویند: «حَسبی مِن سُؤالی عِلُمُه بِحالی»
تسلیم محض هستیم. آنان که تسلیم محض هستند، به عنوان تأدّب دعا میکنند و
میگویند تو دستور دادی، ما هم اطاعت میکنیم و تسلیم صرف هستیم. دادی راضی
هستیم، ندادی هم راضی هستیم و طلبی نداریم. دعا چون عبادت است اطاعت
میکنیم. راضی به رضای تو هستیم. بدیهی است اینان دعا را به خاطر عبادت
بودن آن انجام میدهند.
در خصوص دعا، در سورة «غافر» فرمود: «قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُم» هم اجابت را به عنوان وعده ذکر میکند، هم به دعا امر میکند که دعا کنید. معلوم میشود که تشویق به دعا است. ولی ذیل آن کسانی را که اهل دعا نیستند، مذمت میکند: «إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ» و در آیة دیگر میفرماید: «قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلاَ دُعَاؤُکم» ای پیامبر! به امت بگو که اگر دعا و زاری شما نبود خدا به شما چه اعتنایی داشت؟
هر عبادتی دعا و هر دعایی هم عبادت است. لذا گذشته ازاینکه مورد دعا تنها در صورت مصلحت اعطا میشود، خود دعا نیز چون عبادت است، برای داعی فضیلتی خواهد بود. و درجهای از درجات بهشت را تثبیت میکند. برای اینکه عبادت بودن دعا و مطلوب بودن آن مشخص شود، مسئلة اخلاص را در دعا اخذ کرده است؛ میفرماید: «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» دعا را که از شعب و شئون دین است، با اخلاص بخوانید. مرا با اخلاص بخوانید و چیزی را ضمیمة ای دعا نکیند؛ زیرا آنچه در دست ماست ممکن است زود از بین برود و آنچه در دست خداست از بین رفتنی نیست نشانة زهد آن است که انسان به آنچه نزد خداست از آنچه در دست اوست مطمئنتر باشد: «أن لاتَکونَ بِما فی یَدَکَ أوثَقَ مِنکَ بِما فی یَدِ الله عزّوجلّ» وثوق انسان به آنچه در خزانه الهی است، باید بیش از مقداری باشد که در خزانة خود اوست؛ زیرا دعای کسی که به مخزن خود تکیه کرده مخلصانه نیست.
دعای مخلصانه، به عنوان عبادتی کریم مورد تشویق قرار گرفته است چنانکه در موارد دیگر باز وقتی از دعا سخن به میان میآید، میفرماید: خدای سبحان دعای مؤمنان را چون با اخلاص بوده جواب میدهد. «وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» آنچه میخواهند خدا میدهد و اضافه هم میدهد چون آنچه که خواستهاند مصلحت است، برابر مصلحت نیز اعطا میکند. خود دعا هم که عبادت است، برای این عبادت هم پاداشی هست که: «وَیَزِیدُهُم مِن فَضْلِهِ»
در خصوص دعا، در سورة «غافر» فرمود: «قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُم» هم اجابت را به عنوان وعده ذکر میکند، هم به دعا امر میکند که دعا کنید. معلوم میشود که تشویق به دعا است. ولی ذیل آن کسانی را که اهل دعا نیستند، مذمت میکند: «إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ» و در آیة دیگر میفرماید: «قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلاَ دُعَاؤُکم» ای پیامبر! به امت بگو که اگر دعا و زاری شما نبود خدا به شما چه اعتنایی داشت؟
هر عبادتی دعا و هر دعایی هم عبادت است. لذا گذشته ازاینکه مورد دعا تنها در صورت مصلحت اعطا میشود، خود دعا نیز چون عبادت است، برای داعی فضیلتی خواهد بود. و درجهای از درجات بهشت را تثبیت میکند. برای اینکه عبادت بودن دعا و مطلوب بودن آن مشخص شود، مسئلة اخلاص را در دعا اخذ کرده است؛ میفرماید: «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» دعا را که از شعب و شئون دین است، با اخلاص بخوانید. مرا با اخلاص بخوانید و چیزی را ضمیمة ای دعا نکیند؛ زیرا آنچه در دست ماست ممکن است زود از بین برود و آنچه در دست خداست از بین رفتنی نیست نشانة زهد آن است که انسان به آنچه نزد خداست از آنچه در دست اوست مطمئنتر باشد: «أن لاتَکونَ بِما فی یَدَکَ أوثَقَ مِنکَ بِما فی یَدِ الله عزّوجلّ» وثوق انسان به آنچه در خزانه الهی است، باید بیش از مقداری باشد که در خزانة خود اوست؛ زیرا دعای کسی که به مخزن خود تکیه کرده مخلصانه نیست.
دعای مخلصانه، به عنوان عبادتی کریم مورد تشویق قرار گرفته است چنانکه در موارد دیگر باز وقتی از دعا سخن به میان میآید، میفرماید: خدای سبحان دعای مؤمنان را چون با اخلاص بوده جواب میدهد. «وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» آنچه میخواهند خدا میدهد و اضافه هم میدهد چون آنچه که خواستهاند مصلحت است، برابر مصلحت نیز اعطا میکند. خود دعا هم که عبادت است، برای این عبادت هم پاداشی هست که: «وَیَزِیدُهُم مِن فَضْلِهِ»
سایت:قران صاعد
+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 12:2 توسط محمد خلیل پور
|
یعسوب الدین