به نام خدا و سلام بر شما

    نکته 1): محلی که شخص در آنجا متولد شده و رشد و نمو پیدا کرده است، وطن اصلی اوست. البته محل تولد وقتی وطن انسان محسوب می شود که در آنجا مدت قابل توجهی رشد و نمو کرده باشد، و گرنه اگر شخصی در محلی متولد شود و مدت کمی را در آنجا سپری کند و سپس از آنجا هجرت کند، آن مکان وطن اصلی او محسوب نمی شود و نماز در آنجا شکسته است.

    نکته 2): بنابراین اگر محل تولد وطن اصلی شخصی قرار گیرد و بعدا از آنجا هجرت کند، تا هنگامی که از آن محل اعراض نکند نمازش در آنجا تمام است.

    نکته 3): اعراض یک امر قلبی است یعنی قصد بازگشت و زندگی در وطن اصلی نداشته باشد(هر چند به طور اتفاق به آنجا سفر نماید.) اما امید دارد که چه بسا در آینده دوباره به محل تولد باز گردد و ادامه زندگی دهد اگر چه در آینده دور، باز هم محل تولد او وطن اول حساب می شود و نماز و روزه کامل است. (در غیر این صورت حکم مسافر را دارد.)

    نکته 4): اما در مورد وطن پدر و مادر، میزان، تبعیت و عدم استقلال است. تا وقتی که فرزندان در اراده و زندگى تابع پدر باشند، وطنِ پدر، وطن آنها هم محسوب مى شود (و اگر با مادر زندگى مى کنند و تابع مادر هستند وطن مادر، وطن آنها هم محسوب مى شود) و در این حکم فرقى بین اینکه فرزند صغیر باشد یا کبیر نیست.

    البته این در صورتى است که فرزندان در وطن پدر یا مادر زندگى کنند اما اگر به قصد مسافرتِ چند روزه به وطن والدین رفته اند، در این صورت تا وقتی که قصد ماندن حداقل ده روز را نداشته باشند حکم سایر مسافرین را دارند.

 

    نکته 5): اگر وطن پدر یا مادر، وطن خودِ شخص هم باشد و از آن جا اعراض نکرده باشد (یعنى تصمیم نگرفته که دیگر در آنجا زندگى نکند) در این صورت هر وقت به آن جا می رود، باید نماز را تمام بخواند و روزه را بگیرد. اما اگر آن جا فقط وطن پدر یا مادر است ولى وطن خود شخص نیست، هر وقت به آن جا می رود اگر قصد ده روز نکند، باید نماز را شکسته بخواند و روزه صحیح نیست.

    -----------------------------------

    مسائلی که ذکر شد، مورد اتفاق همه مراجع عظام تقلید است.