روز اول،پسر ۳۷ میخ به دیوار کوبید.طی چند هفته بعد،همان طور که یاد می گرفت چگونه زبانش را کنترل کنه ، تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر میشد. او فهمید که کنترل زبانش آسانتر از کوبیدن میخها بر دیوار است.

به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر روز که میتواند عصبانیتش را کنترل کند، یکی از میخ ها را از دیوار بیرون آورد.

روزها گذشت و پسر بالاخره تونست به پدرش بگه که تمام میخ ها را از دیوار بیرون آورده. پدر دست پسر را گرفت و به کنار دیوار برد و گفت:پسرم! تو کار خوب انجام دادی.اما به سوراخ های دیوار نگاه کن. دیوار هرگز مثل گذشته نمیشه. وقتی تو در هنگام عصبانیت، دلی را می آزاری ، آن حرفها همچین آثاری را بجا میذارن. تو میتوانی چاقو در دل انسان فرو کنی و آن را بیرون آوری.اما هزاران بار عذر خواهی فایده ای نداره، آن زخم سر جایش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناک است.

امام حسین علیه السلام:

زبان آدميزاد ، هر روز به اعضاى او نزديك مى شود و مى گويد: چگونه ايد؟ آنها مى گويند: اگر تو ما را به خودمان واگذارى، خوب هستيم و مى گويند: از خدا بترس و كارى به ما نداشته باش: و او را سوگند مى دهند و مى گويند: ما فقط به واسطه تو پاداش مى يابيم و به واسطه تو، مجازات مى شويم.( بحارالأنوار، ج71، ص278، ح14)

امام باقرعليه السلام :

درباره اين گفته خداوند كه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: بهترين سخنى كه دوست داريد مردم به شما بگويند، به آنها بگوييد، چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهنده، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بد زبان و گداى سمج را دشمن مى دارد. (امالى صدوق، ص 326)

پرهيز از زخم زبان زدن

امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:

ضرب اللسان اشد من ضرب السنان.

زخم زبان از زخم نيزه بدتر است .

ضـرب المـثـل معروفى است كه مى گويد: زخم شمشير خوب مى شود، ولى زخم زبان خـوب نـمـى شود. البته اين ضرب المثل يك واقعيت است و احاديث اخلاقى اسلامى نيز آن را تاكيد مى كند و به شدت زخم زبان زدن و شماتت را نكوهيده است .

زخـم زبـان گـونـه اى مـردم آزارى اسـت ؛ يـعـنـى سـخـنـى بـر زبـان آوريـم كـه شـخص مقابل را برنجاند.

على (عليه السلام ) فرمود:

طعن اللسان امض من طعن السنان.

زخم زبان از زخم نيزه عميق تر است .

بنابر اين ، مبادا به خود اجازه دهى كه كسى را شماتت كنى و يا قلب او را با نيش زبان خود به درد آورى .

ايـن كـه فردى اشك عروس خود را با نيش زبان درآورد يا عروس ، اشك مادر شوهر خود را درآورد و بـا نـيـش زبـان هريك ديگرى را برنجاند، هنر نيست ، هنر مرهم بر زخم گذاشتن اسـت ؛ هنر، تحمل يكديگر و سكوت است . اين گونه كرها عقوبتش در همين دنيا دامن آدمى را مـى گـيـرد و كسى بر آدم مسلط خواهد شد كه همين بلا را بر سرش درآورد؛ زيرا دنيا دار مكافات است و از مكافات عمل غافل مشو.