احکام عادت ماهانه طبق نظر مراجع تقلید
معیار یائسگی
پنج نظر دربارهي ميزان و معيار سنّ يائسگي وجود دارد :
نظر اوّل : آيات عظام : خمینی،زنجاني،صافي، مرحومگلپايگاني و مرحوم فاضل : زن سيّده هنگامی که شصت سال قمري ( پنجاه و هشت سال شمسي و هفتاد و هفت روز، دوازده ساعت کم ) او تمام ميشود و زن غير سيّده هنگامي که پنجاه سال قمري ( چهل و هشت سال شمسي و شش ماه يک روز کم یعنی 179 روز ) او پايان ميپذيرد، یائسه می گردد
نظر دوم : نظر آيات عظام : مرحوم خوئي، مرحوم تبريزي و وحيدخراسانی : «چنان چه بين پنجاه و شصت سال، خون به صفات حيض باشد يا در روزهاي عادت باشد، بنابر احتياط سیّده و غير سیّده بين احکام حائض و مستحاضه جمع کند، و اگر پس از شصت سال خوني ديدهاند حکم به استحاضه ميشود».
ولي اگر در بین پنجاه و شصت سال خونشان به هم بخورد به اين معنا که وقتش فرق کند در غير ايّام عادت ببيند و به اوصاف حيض هم نباشد اين جا قطعاً مستحاضه خواهد بود
نظر سوّم : نظر آيت الله سيستاني است که ايشان ميفرمايند : زن سيّد و غير سيّد در بين پنجاه و شصت سالگي، اگر خونش خصوصيات حيض را خون او داشته باشد مثل سابق، احکام حيض را دارد و اگر نبود ، استحاضه است . يعني بين پنجاه تا شصت با قبل از پنجاه فرق نميکند . متن فتوایشان از این قرار است : «يائسگي در مسئلهي حيض در سيّده و غير سيّده با اتمام شصت سال شروع ميشود و احتياط مستحب در زنان غير سيّده در فاصلهي پنجاه تا شصت اگر خصوصيات حيض را داشت، جمع کند بين وظائف حائض و مستحاضه»
ایشان احتیاط مستحب میدانند که اگر خصوصيات حيض را داشت جمع کند بين وظائف حائض و وظائف مستحاضه
نظر چهارم : آخرین نظر مرحوم بهجت :
از ایشان سوال کرده اند که : خيلي از بانوان بعد از پنجاه سال، حالات عادتهاي ماهيانگيشان عين سابق است، و هيچ از نظر اوصاف و خصوصيات هم تغيير نکرده، ايشان جواب داده اند : «اگر اطمينان دارد حيض است، حکم حيض را دارد»
مقصود ايشان از اين که «اگر اطمينان دارد حيض است، حکم حيض را دارد» اين است که اگر زني غير سيّده پس از پنجاه سال همچنان خون او اوصاف حيض را دارد و به علاوه از حالات شخصي خودش هم احساس ميکند همان حالاتي که قبل از پنجاه سال در ايّام عادت داشت، همان حالت را دارد ، اينجا حکم حيض بار ميشود.
نظر پنجم و آخرين نظر، نظر رهبری است در واقع نظری نداده اند بلکه در پاسخ استفتائي که از ايشان شده ، اين گونه جواب داده اند : «ما در تعيين حدّ دقيق سنّ يائسگي بانوان، تأمّل داريم و احتياط در اين باره را لازم ميبينيم، بانوان ميتوانند در اين مسئله به مجتهد جامع الشرايطي که فتواي مشخصّي در اين باره دارد مراجعه نمايند».
نظر ششم : نظر اخیر آقای مکارم است : اگر بانويي حتّي تا سنّ هفتاد سالگي، هشتاد سالگي، به هر جهتي خوني که ميبيند دقيقاً با اوصاف قبل از پنجاه سالگي يکسان است، با آمپولي که زدند تزريق هورموني کردند، کاملاً آن خوني که قبلاً ميديده اوصافش یکسان است، اگر بانويي در پنجاه تا به شصت، و حتي هفتاد و هشت سال، اگر، اگر واقعاً خوني که ميبيند با همان اوصاف حيض باشد که قبلاً ميديده ، همان حکم حيض را خواهد داشت
شرط دوم: کمتر از سه روز نباشد
خونِ کمتر از سه روز، به اتفاق همهي فقهاي عظام ، حیض محسوب نمیشود
بنابراين بانويي که دو روز خون ديده، حتي دو روز و نصفي خون ديده، سه روز کامل نشده و سپس قطع شود ، يعني اين که از داخل بخشکد، نه اين که خارج نشود،معلوم ميشود استحاضه بوده، اگر نماز نخوانده، باید قضا نماید
شرط سوم: توالی
به نظر اکثر مراجع عظام اين سه روز بايد پياپي باشد؛ به اين معنا که اگر سه روز خون ديد، ولي چنين بود که در ابتدا دو روز، بعد قطع شد يک روز، دو روز، مجدداً روز سوم را کامل ديد اين به نظر اکثر مراجع عظام، براي حکم به حيضيت کافي نيست. توضيح آنکه : در اين مسئله سه نظر وجود دارد:
نظر اول: که نظرِ مرحوم خمینی، مرحوم اراکي، مرحوم خوئي، مرحوم تبريزي ، مرحوم فاضل، رهبري، سيستاني،مکارم،نوري و وحيدخراسانی : سه روزِ اول حيض بايد پشت سر هم باشد، و بنابراين اگر مثلاً دو روز را پشت سر هم ببيند و يک روز پاک بشود، و دوباره يک روز ديگر خون ببيند. هیچکدام حيض نيست
نظر دوم : نظر مرحوم گلپايگاني و صافي است که اين دو بزرگوار ميفرمايند اگر بانويي دو روز را پياپي خون ببيند و بعد يکي دو روز قطع بشود و مجدداً روز سوم را ببيند، که مجموعا سه روز کامل بشود اگرچه پشت سر هم نیست ، احتياط دارند، ميفرمايند: به احتياط واجب باید در روزهايي که خون ميبيند جمع کند بين کارهاي مستحاضه، (عباداتي که بر مستحاضه مثل نماز واجب است) و بين تروک حائض؛ يعني وارد مسجد نبايد بشود، دست به قرآن نبايد بگذارد، آميزش با همسرش نبايد بکند؛ بايد جمع کند بين وظايف حائض و وظايف مستحاضه.
نظر سوم: فتواي خاصي است که آقاي شبيري زنجاني دارند : «لازم نيست سه روز اولِ حيض پشت سر هم باشد، ولي بايد سه روز اول در يک دهه باشد» بنابراين نظر ، اگر بانويي دو روز خون ديد، بعد مثلا چهار روز، پنج روز، قطع شد و مجدداً دو روز خون ديد، مجوعه چهار روز، حکم حيض را دارد.
شرط چهارم: خروج خون
شرط چهارم اين است که : خون حيض در ابتداء شروع، يک مقدار ولو اندکي بايستي خارج بشود. حالا چه اين که به خوديِ خود خارج بشود، يا اين که با يک وسيلهاي - با پنبهاي، با دستمال کاغذياي، با انگشتي به هر وسيلهاي شد . تا مقداری خارج نشود ، حیض آغاز نمیگردد . توضيح آنکه : خون حيض گاهي فشار زياد ندارد، ريزش ميکند در فرد، و آن قدر شدت ندارد و فشار ندارد که از مهبل خارج شود
نظر مبارکِ جمعِ کثيري از فقهاي عظام اين است که تا زماني که خون از داخلِ فرج به بيرون مهبل خارج نشده، حکم حيض ندارد
بنابراين در صورتي که خون در فرج ریزش و از آنجا به بيرون خارج بشود و سه روز هم ادامه داشته باشد، به نظر همهي فقهاي عظام حکم حيض را دارد. صورت دومش اين است که خون از مرکز خودش خارج ميشود، وارد فضاي فرج ميشود ولکن بيرون نميآيد. در اين صورت سه نظر بين مراجع عظام وجود دارد؛
نظر اول: آيات عظام مرحوم خوئي، مرحوم تبريزي، سيستاني، زنجاني، مرحوم فاضل، وحيد خراسانی : «ابتداي حيض لازم است خون بيرون بيايد» . پس تا زماني که بيرون نيامده ، آثار حيض مترتب نميشود. در نتيجه اگر بانويي قبل از نماز ، احساس کند از داخل فضاي رحم و فرج او خون ريزش کرده، ولي از مهبل بيرون نيامده، و اگر بخواهد وضو بگيرد ميتواند نماز بخواند، اين نميتواند بگويد که من عادت شدم و نمازم باطل است بلکه واجب است نماز بخواند و نمازش هم صحيح است
نظر دوم: نظر مرحوم خمینی و مرحوم گلپايگاني : هنگامي که خون در فضاي فرج وجود دارد، ولي خارج نشده، به احتياط واجب بايد جمع کند بين رعايت محرمات حائض و انجام عباداتي که بر زنِ پاک واجب است. ولي ميتواند به طریقی مقدارِ کمي از خون را خارج کند تا احکام حيض پيدا کند . بنابراين اگر به وسيلهي دستمال کاغذي، يا هر وسيلهاي در داخل ببرد و يک ذرهاي از خون نمايان بشود، مبدأ حيض شروع ميشود. ولي تا زماني که خون ولو مقدار کمي خارج نشده، ولو ميداند در آينده چندين روز ادامه خواهد داشت، تا زماني که از مهبل بیرون نيامده حکم حيض را ندارد و حائض نمی باشد
نظر سوم : نظر حضرت آيت الله آقاي صافي هست که ميفرمايند: اول حيض بايد مقداري خون به خوديِ خود بيرون بيايد و اگر به واسطهي پنبه و غير آن بيرون آمده باشد، يا فقط در فضاي فرج ريخته احتياط آن است که در هر دو صورت هم عبادتهاي خود را به جا آورد و هم کارهايي را که بر حائض حرام است ترک کند.
فرق نظر آيت الله صافي با امام راحل و مرحوم آقاي گلپايگاني اين است که آن بزرگواران ميفرمودند اگر به وسيلهاي - به انگشت و دستمال کاغذي - يک ذرهاي از خون از داخل را نمايان کند اين حکم حائض پيدا ميکند. در صورتي که البته بعد از سه روز ادامه داشته باشد؛ ولي به نظر آقاي صافي ميفرمايند که آن ذره باید به طور طبیعی خارج شود و اگر به يک وسيلهاي، خودش اين را خارج کرد اين به احتياط واجب بايد جمع کند بين محرمات حائض : آميزش حرام، مسجد رفتن به احتياط واجب حرام، دست به قرآن گذاشتن، خط قرآن حرام، و عبادات زنها را هم بايستي انجام بدهد، يعني بايد جمع کند بين وظيفهي حائض و مستحاضه
حکم تجاوز خون از 10 روز
عرض شد که از جمله شرايط خون حيض اين است که از سه روز کمتر نيست و از ده روز بيشتر نخواهد شد. اگر بانويي عادت ماهانهي او که هميشه پنج روز يا شش روز يا هفت روز بوده، احياناً در يک ماهي بيشتر بشود يک روز بيشتر بشود، دو روز بيشتر بشود به طوري که از ده روز تجاوز نکند ، به نظر همهي مراجع عظام حکم حيض را دارد ولو اين که يکي دو روز از عادت عددي ماههاي پيشينش بيشتر باشد حتی ده روز باشد . ولي اگر بانويي خونش از ده روز تجاوز کرد، اين جا حکم بعد از ده روزش به اتّفاق همهي مراجع عظام روشن است. نسبت به بعد از ده روز استحاضه هست. امّا در آن حدّ فاصلهي عادتش تا به ده روز اين چه حکمي دارد؟ در اين جا مسئله چند صورت دارد البتّه پنج صورت ميشود، ولي آن چه که غالب هست و بيشتر مورد ابتلا هست، ما آن را مطرح ميکنيم
صورت اول : صاحب عادت عددیه و وقتیه
زنی هر ماه در يک زمان خاصي عادتش شروع ميشده و به تعداد روزهای معینی ادامه داشته است . ولی اتّفاقاً در اين ماه خون از عادت مشخصش تجاوز نموده و از ده روز هم ميگذرد
صورت دوم : صاحب عادت عددیه ی فقط
گاهي اوّل ماه حيض او شروع ميشده گاهي سوّم، گاهي هفتم، هشتم، ولي عدد مشخّص بوده هر زمان شروع ميشده مثلا تا پنج روز، یا شش روز، یا هفت روز،ادامه داشته و اتّفاقاً در اين ماه از آن عدد ميگذرد، از ده روز هم تجاوز ميکند
صورت سوّم : صاحب عادت وقتیه ی فقط :
هميشه از سيزدهم ماه عادت او شروع ميشده وقتش معلوم بوده امّا گاهي سه روز، گاهي چهار روز، يک ماه پنج روز، يک ماه شش روز، يک ماه هفت روز، خون می دیده است . تعداد روزهای حيضش متفاوت امّا وقت آغازش مشخص بوده است . اتّفاقاً در يک ماه اين بانويي که عادت ماهانهاش هميشه قبل از ده روز تمام ميشده و فقط وقت شروعش معيّن بوده ، خونش از ده روز تجاوز ميکند
البتّه صورت چهارم و پنجمي هم دارد که چون کمتر اتّفاق ميافتد آن را ما مطرح نميکنيم و آن يکياش عبارت است زني که اصلاً مبتدئه است ( یعنی اولین باری است که خون حیض می بیند ) و جریان از ده روز تجاوز ميکند و صورت پنجم مضطربه که نه عادت عدديه دارد نه عادت وقتيه دارد، و خونش از ده روز بگذرد
صورت اوّل : صاحب عادت وقتیه و عددیه
بانويي که ماههاي قبل داراي عادت عدديه و وقتيه بوده در اين ماه از ده روز خون او تجاوز ميکند در اين صورت به نظر تمام آيات عظام :
«خوني که در روزهاي عادت ديده اگر چه نشانههاي حيض را نداشته باشد، حيض است و خوني که بعد از روزهاي عادت ديده اگر چه نشانههاي حيض را داشته باشد، استحاضه است، مثلاً زني که عادت حيض او از اوّل ماه تا هفتم که هم وقتيه است عادت و هم عدديه. اگر از اوّل ماه تا دوازدهم خون ببيند، خب اين جا ديگر از ده روز تجاوز ميکند هفت روز اوّل آن حيض و پنج روز بعد استحاضه ميباشد. البتّه اين مسئله در رساله آقاي شبيري نيست
صورت دوّم: صاحب عادت وقتیه ی فقط
بانویی هميشه در يک زمان خاصي عادت او شروع ميشده. منتهي عددش گاهي پنج روز، گاهي شش روز، گاهي هفت روز در نوسان بوده، تا زماني که از ده روز تجاوز نميکرده همه حکم حيض را داشته، امّا در اين ماهي که الآن پيش آمده ، از ده روز تجاوز کرده اين جا در مسئله چند نظر وجود دارد :
نظر اوّل: آيات عظام مرحوم خمینی ، مرحوم فاضل، رهبري و نوري : اگر نتواند حيض را به واسطهي نشانههاي آن تشخيص دهد ، بايد شمارهي عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، چه پدري و چه مادري، زنده باشند يا مرده.. ولي در صورتي ميتواند عادت آنها را حيض قرار دهد که شمارهي روزهاي حيض همهي آنها يک اندازه باشد و اگر شمارهي روز حيض آنها يک اندازه نباشد - مثلاً عادت بعضي از خويش و قومهاي پدري، مادري پنج روز و عادت بعضي ديگر هفت روز باشد - نميتواند عادت آنان را حيض قرار دهد، مگر کساني که عادتشان با ديگران فرق دارد به مقدار کمي باشد که در مقابل بقیه به حساب نیایند که در اين صورت بايد عادت بيشتر آنان را حيض قرار بدهد
حالا اگر خويش و قومهاي پدري یا مادري بانوان همه مختلف شدند، اين جاست که بايد ملاک را هفت روز قرار بدهد و وقتي هفت روز قرار داد، مازاد بر هفت روز هر چه بود، حکم استحاضه را دارد.
نظر دوّم : نظر مرحوم خوئي و مرحوم تبريزي :
«اگر در غير وقت عادت با نشانههاي حيض بيشتر از ده روز خون ببيند و نتواند حيض را به واسطهي نشانههاي آن تشخيص دهد، بايد تا شش يا هفت روز را - مخير بين شش و هفت - حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد.
نظر علماي ديگر مثل حضرت آيت الله آقاي سيستاني و آقاي مکارم يک تفصيلاتي در آن هست که اين را ديگر ما مطرح نکرديم. آقايان ميتوانند به مسئلهي 489 توضيح المسائل مراجع مراجعه کنند چون تفصيلاتي دارد که در اين مختصر نميگنجد.
صورت سوّم: صاحب عادت عددیه ی فقط
بانویی که ماههاي قبلي هميشه شش روز خون ميديد، منتها گاهي وقتها اوّل ماه شروع ميشد، گاهي سوّم شروع ميشد، گاهي پنجم شروع ميشد وقت شروع منضبط نبود، امّا عدد خون او منضبط بود. هميشه شش روز، هميشه هفت روز فرض بفرمائيد. اتّفاقاً الآن در يک شرايطي قرار گرفته که آن عدد شش روز که در هر ماه بود هفت روز، هشت روز، نه روز، ده روز شد اگر تا دهم قطع ميشد همه حيض بود. ولی اگر از ده تجاوز کرد در اين جا وظيفه چيست ؟
در اين صورت باز چند نظر مطرح است :
نظر آيات عظام مرحوم خمینی، مرحوم بهجت، رهبري، سيستاني، مرحوم فاضل، مکارم و نوري :
چنان چه همهي خونهايي که ديده يک جور باشد، بايد از موقع ديدن خون به شمارهي روزهاي عادتش حيض و بقيّه را استحاضه قرار بدهد
اين در صورتي بود که همهي خونهايي که ديده يک جور باشد از نظر رنگ و اگر همهي خونهايي که ديده يک جور نباشد، بلکه چند روز از آن نشانههاي حيض را دارد؛ يعني از نظر رنگ سرخ رنگ يا سياه رنگ با سوزش خارج ميشود چند روز ديگر نشانهي استحاضه را داشته باشد، اگر روزهايي که خون نشانهي حيض را دارد با شمارهي روزهاي عادت او يک اندازه است بايد همان روزها را حيض و بقيّه را استحاضه قرار بدهد.
و اگر روزهايي که خون نشانهي حيض دارد از روزهاي عادت او بيشتر است فقط به اندازهي روزهاي عادت او حيض و بقيّه استحاضه هست و اگر روزهايي که خون نشانهي حيض را دارد از روزهاي عادت او کمتر است بايد آن روزها را با چند روز ديگر که روي هم به اندازهي روزهاي عادتش شود حيض و بقيّه را استحاضه قرار بدهد.
نظر سوّم: مرحوم خوئي و مرحوم تبريزي :
زني که عادت عدديه دارد اگر با نشانههاي حيض کمتر يا بيشتر از شمارهي عادت خود خون ببيند و از ده روز تجاوز نکند، تمام آنها را حيض قرار دهد. تا اين جاي بيان اين دو بزرگوار مورد وفاق مراجع ديگر است. امّا تمام آن را حيض قرار دهد اگر چه خون قطع نشود و بدون داشتن نشانههاي حيض از ده روز تجاوز کند حتّي اگر خون ادامه پيدا کند و ادامهاش ديگر خصوصيّات حيض را نداشته باشد رنگش زرد رنگ باشد، با سوزش خارج نشود ميفرمايند: همان مقداري که خصوصيّات حيض را دارد بايستي حيض قرار بدهد.
در ادامه دارند: و اگر با نشانههاي حيض از ده روز تجاوز کرد بايد از موقع ديدن آن خون به شمارهي روزهاي عادتش حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهند.
حکم لکه بینیهای بانوان
خيلي وقتها ميشود که بانوان در ابتدای شروع خون آن را به صورت لکّهاي ميبينند و گاهي در بخش پاياني
اساساً لکّه بيني بانوان دو قسم است: قسم اوّل اين است که لکّهاي که بانو ميبيند از ابتدا شروع به صورت لکّهاي است گاهي يک ساعت، دو ساعت و گاهي چند ساعت خون ادامه دارد به صورت لکّهاي و بعد از داخل ميخشکد. اگر اين طور لکّهبيني باشد با نظر داشت اين نکته که حداقل خون حيض سه روز است و اين هم سه روز نبوده، به نظر همهي مراجع عظام اين خون، خون استحاضه است حتّي اگر صد روز بانويي از ابتداي شروع - نه بعد از سه روز – (لکّه بيني بعد از سه روز حکم ديگري دارد که بعدا عرض ميکنيم)
قسم دوّم لکّههايي که بانوان ميبينند به اين صورت است که خارج شدن خون از مهبل به اين طرف لکّهاي است، امّا حداقل سه روز خون در داخل هست یعنی وقتي که دستمال کاغذي چيزي در داخل ميگذارد معلوم است خون هست ، اين به نظر همهي مراجع عظام حيض است و بايد به وظايف حائض عمل کند
قسم سوّم عبارت از اين است که لکّه بيني زن بعد از سه روز است. از ابتدا نيست بعد از اين که حداقل سه روز خون ادامه داشته بعد از آن لکّه بيني شروع ميشود اين جا ديگر لکّه بيني بعد از سه روز چه از داخل باشد، چه از مهبل به اين طرف باشد اين جا بعد از سه روزش به نظر مشهور مراجع عظام ، حکم حيض را خواهد داشت.
البتّه نقاء متخلل یعنی آن پاکيهايي که بعد از سه روز و در بين ده روز پیش می آید هست که گاهي از داخل خون قطع ميشود ، حکم خاصي دارد که بعدا عرض خواهيم کرد
اگر بانویی پرسيد من عادت ماهانهام شروع شده، وظيفه ام چيست؟ بايد از او سؤال کرد که شروع شده به چه صورت است؟ اگر گفت مستمراً ادامه دارد و سه روز را يقين دارد پياپي ادامه دارد که خوب حکم حيض را خواهد داشت.
اگر شک دارد که سه روز ادامه دارد يا نه؟ اصطلاحاً به اين ميگويند ايام الإستظهار، اين سه روز اول را به آن ميگويند حکم استظهار، ايام استظهار که بايد جمع کند بين وظيفهي حائض و مستحاضه
حکم نقاء متخلل
اگر بانويي طبق عادت ماهانه سه روز حداقل و يا بيشتر، چهار روز پنج روز خون ميبيند، بعد در بين يک روز، گاهي دو روز، گاهي سه روز قطع ميشود. قبلاً شش روز خون ديده، سه روز قطع ميشود و روز نهم يا دهم مجدداً يک لک ميبيند، سؤال اين است که اين پاکيهايي که در بين بوده و به آن ميگويند: «نقاء متخلل» حکمش چیست ؟ ( واژهي نقاء با قاف يعني پاکي، متخلل يعني پاکياي که در خلل و در اثناء و در بين ايّام حيض بوده )
در مورد نقاء متخلل چند نظر وجود دارد در ميان مراجع معظّم :
نظر اوّل: مرحوم خمینی، مرحوم بهجت،رهبري، مرحوم فاضل و نوري :
اين روزهايي که بعد از سه روز خون قطع شده و مجدداً بعد ديده و مجموعهي اينها از ده روز بيشتر نشده، کلّ اينها حکم حيض را دارد، اگر در این مدت روزه ای گرفته باید قضا کند
«اگر سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاک شود، چنان چه دوباره خون ببيند و روزهايي که خون ديده و در وسط پاک بوده روي هم از ده روز بيشتر نشود، روزهايي هم که در وسط پاک بوده حيض است.»
نظر دوّم: مرحوم خوئي و مرحوم تبريزي و وحيدخراسانی :
اگر اين خون دوّمي که قبل از ده روز ديده، اوصاف حيض را داشته باشد و يا اين که مقارن با ايام عادتش باشد ، حکم حيض را دارد و اگر هر دو شرط منتفي بود، اين روزهايي که در بين پاک بوده به ظاهر، به حسب واقع هم پاک است، و خون دوم هم استحاضه محسوب میگردد . متن فتوایشان این است : اگر سه روز پشت سر هم با نشانههاي حيض يا در روزهاي عادت، خون ببيند و پاک شود مثلاً سه روز چهار روز، پنج روز، خون ببيند بعد يکي دو روز سه روز قطع شود، چنان چه دوباره خوني که داراي نشانههاي حيض است يا در روزهاي عادت است و يا در روزهاي عادت است و نشانههاي حيض را دارد. يکي از اينها يا در روزهاي عادت است، ببيند و روزهايي که خون ديده و در وسط پاک بوده روي هم از ده روز بيشتر نشود، روزهايي هم که در وسط پاک بوده حيض است
در حالیکه طبق نظر قبلی خون دوم حتی اگر نشانه های حیض را نداشته باشد و در ایام عادت هم نباشد ، نقاء متخلل محکوم به حیض است
نظر سوم: نظر آقای شبيري زنجاني و مکارم :
آن روزهايي که در بين ده روز پاک بوده و خون از داخل قطع شده، حقيقتاً محکوم به پاکي است ولو خون دومي که قبل از ده روز ديده، خصوصيات حيض را داشته باشد و يا مقارن با ايّام عادت باشد . متن عبارت این دو : «روزهايي که در بين ده روز، پاک بوده و خون او قطع شده حکم حيض را ندارد، بلکه حکم زنان پاک را دارد».
نظر چهارم : نظر مبارک مرحوم گلپايگاني، آقاي سيستاني و آقاي صافي که ميفرمايند : ( به احتياط واجب در روزهايي که در وسط پاک بوده کارهايي که بر غير حائض واجب است انجام دهد و آن چه بر حائض حرام است ترک کند ) که این احتیاط قابل رجوع است
یعسوب الدین