ایا در زمان پیامبر شیعه و سنی وجود داشت؟
حديث منزلت، حديث طير، حديث غدير، حديث مواخات و احاديث فراوان ديگر، كه در كتب معتبر شيعه و سنى موجود است، گوشه اى از فضايل على(عليه السلام)([2]) از بيان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)مى باشد.
اين فضايل و كمالات در شخصيت على(عليه السلام) و محبت و علاقه خاص رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به او، موجب شده بود كه جمعى از صحابه به على(عليه السلام) عشق ورزند و از دوستداران و ملازمين او شوند و از او به عنوان شخصيتى كه مورد علاقه خدا و رسول خداست([3]) پيروى نمايند.
اين گروه از صحابه در همان زمان حيات پيامبر به عنوان «شيعه على» شناخته مى شدند و همين عنوان يعنى «شيعه على» بارها در بيان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به كار برده شده است كه ما به يك مورد اشاره مى كنيم:
سيوطى دانشمند و مفسر معروف اهل سنّت در كتاب تفسير خود از «درّ المنثور» ابن عباس نقل مى كند:
"لَمّا نَزَلَتْ "إِنَّ الَّذينَ آمَنوُا وَ عَمِلوُا الصّالِحاتِ اوُلئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَريّةِ" قالَ رَسوُلُ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) لِعَلىِ هُوَ اَنْتَ وَ شيعَتُكَ يَوْمَ القِيامَةِ راضينَ مَرْضيّينَ"
«هنگامى كه آيه شريفه "اِنَّ الَّذينَ..." نازل گرديد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام) فرمود: اين درباره تو و شيعيان تو در روز قيامت است، هم شما از خدا خشنود خواهيد بود و هم او از شما.»
اينك در جواب پرسش فوق بايد گفت:
پيدايش شيعه در زمان حيات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بوده است، گرچه تقسيم مسلمانان به دو گروه «شيعه» و «سنى»، پس از رحلت آن حضرت انجام گرفت. زيرا گروهى معتقد بودند كه براساس اعلام و ابلاغ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ، خلافت و جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) حق على(عليه السلام) است و گروهى هم به سراغ تعيين خليفه از طريق «انتخاب مردم» رفتند و ابوبكر را به عنوان خليفه برگزيدند.
و از آنجا كه بروز دو گروه به عنوان شيعه و سنى، پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)بوده است، روشن مى شود كه آن حضرت نه شيعه بوده و نه سنّى، بلكه او رهبر و مقتداى همه مسلمانان و صاحب شريعت و سنّت بوده است.
منبع :
[1] - اشاره اى به فرمايش رسول خدا(ص) كه فرمود: علىٌ مع الحق و الحق مع على (على همواره با حق است و حق نيز با على است.) / تاريخ بغداد، ج 14، ص 321 البته با همين مضمون روايات ديگرى در صحيح ترمذى، مستدرك على الصحيحين مع التلخيص; كتاب معرفة الصحابة ج 3 ص 24 ـ 25; مجمع الزوائد، حافظ نورالدين على بن ابى بكر الهيثمى، ج 4 ص 235 «باب فيما كان فى الجمل و الصفين»، ج4 ص 235 و ... موجود مى باشد.
[2] - احمدبن حنبل از علماى بزرگ اهل سنت مى گويد: «ما جاءَ لاَِ حَد مِنْ اَصْحابِ رسوُل اللّهِ(ص) مِنَ الْفَضائِلَ ما جاءَ لِعَلىِّ بْنِ اَبى طالِب»./ مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 107
[3] - اشاره است به فرمايش رسول خدا(ص) در غزوه خيبر كه فرمود: لاَُ عَطيَنَّ الرّايةَ غَداً رَجُلا يُحِبُّ اللّهُ وَ رَسوُلُهُ وَ يُحِبّهُ اللّهُ وَ رَسوُلُهُ (فردا پرچم را به دست مردى مى سپارم كه خدا و رسولش را دوست مى دارد و خداوند و پيامبرش، نيز، او را دوست مى دارند.) / صحيح بخارى، فى الجهاد السير، باب فضل من اسلم على يديه رجل
كلمة شیعه و مشتقات آن بارها در قرآن مجید به کار رفته است.این واژه در اصل لغت به معنای گروه، فرقه، دسته و پیرو است.(1)در حداقل سه آیه از قرآن کریم این واژه به صورت «شیعه» به کار رفته است:
رسول مکرم برای بیان این حقیقت که مسیر صحیح اسلام پس از ایشان تنها در پیروی از ولایت امیر المؤمنان علی (علیه السلام) خلاصه می شود بارها از علی و شیعه او یعنی پیروانش، نام برده اند.
1-سوره مریم:ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِیعَةٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِیًّا؛ آنگاه از هر دستهاى كسانى از آنان را كه بر [خداى]رحمان سركشتر بودهاند بیرون خواهیم كشید (2)
2-سوره قصص: وَدَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلَى حِینِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِینٌ؛ و (حضرت موسی) داخل شهر شد بىآنكه مردمش متوجه باشند پس دو مرد را با هم در زد و خورد یافتیكى از پیروان او و دیگرى از دشمنانش [بود] آن كس كه از پیروانش بود بر ضد كسى كه دشمن وى بود از او یارى خواست پس موسى مشتى بدو زد و او را كشت گفت این كار شیطان است چرا كه او دشمنى گمراهكننده [و] آشكار است (3)
3-سوره صافات:وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ؛و بىگمان ابراهیم از پیروان او (حضرت نوح) است (4) در این سوره حضرت حق ابراهیم خلیل را در روش و منش و اخلاق و عمل ، و ایمان و عقیده ، و جهاد و عبادت شیعه نوح شمرده است. و ان من شیعته لإبراهیم : و بی تردید ابراهیم از پیروان نوح بوده است.
در آیات دیگری نیز مشتقات این واژه به کار رفته است:
1-مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَكَانُوا شِیَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ؛از كسانى كه دین خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند (5)
2-وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِی شِیَعِ الأَوَّلِینَ؛و به یقین پیش از تو [نیز] در گروه هاى پیشینیان [پیامبرانى] فرستادیم (6)
3- قلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ؛ بگو او تواناست كه از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضى از شما را به بعضى [دیگر] بچشاند بنگر چگونه آیات [خود] را گوناگون بیان مىكنیم باشد كه آنان بفهمند (7)
4-إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَكَانُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ یَفْعَلُونَ؛ كسانى كه دین خود را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند تو هیچ گونه مسؤول ایشان نیستى كارشان فقط با خداست آنگاه به آنچه انجام مىدادند آگاهشان خواهد كرد (8
بنابراین اصل این واژه برگرفته از قرآن کریم است.
كلمة شیعه و مشتقات آن بارها در قرآن مجید به کار رفته است. این واژه در اصل لغت به معنای گروه، فرقه، دسته و پیرو است.
در طول حیات پر بار رسول اکرم به مناسبت های مختلف ایشان علی(علیه السلام) را به عنوان خلیفه و جانشین پس از خود معرفی فرمودند. رسول مکرم برای بیان این حقیقت که مسیر صحیح اسلام پس از ایشان تنها در پیروی از ولایت امیر المؤمنان علی (علیه السلام) خلاصه می شود بارها از علی و شیعه او یعنی پیروانش، نام برده اند.
از جمله:
1- بعد از نزول آیه ان الذین امنو و عملو الصالحات اولئك هم خیر البریه؛ در حقیقت كسانى كه گرویده و كارهاى شایسته كردهاند آنانند كه بهترین آفریدگانند(9) روی مبارك را به علی علیه السلام نموده و فرمودند: ان هذا و شیعته هم خیر البریه؛.یعنی این مرد و پیروانش بهترین آفریدگان اند.(10)
2-رسول الله صلی الله علیه وآله فرمودند : یا علی انت و شیعتك تردون علی الحوض رواء و ان عدوك یردون علی ظما ء مقبحین.(11)
3-رسول الله درحالی که به علی(علیه السلام) اشاره می فرمودند، خطاب به مردم فرمودند: جاء خیر البریة انت و شیعتك یوم القیامة راضین مرضین؛ بهترین بشر آمد. تو و پیروانت در روز قیامت راضی و خشنود خواهید بود.(12)
4-یا علی ان الله قد غفر لك و لوالدیك و لاهلك و لشیعتك؛ ای علی همانا خداوند تو را و پدر و مادرت را و خانواده ات را و پیروانت را بخشیده است.(13)
5-انك ستقدم علی الله و شیعتك راضین مرضین؛ همانا تو به پیشگاه الهی می روی و پیروانت راضی و خشنودند.(14)
6-انت و شیعتك فی الجنة؛ تو و پیروانت در بهشت خواهید بود.(15)
7-علی و شیعته فهم الفائزون یوم القیامة؛ علی و پیروانش در روز قیامت رستگارن.(16)
وقریب به همین مضامین كه لفظ شیعه از زبان مبارك نبی جاری شده است, در بسیاری از كتب صحیح و معتبر اهل تسنن نیز به وفور یافت می شود:
سنن ابن ماجه
مجمع الزواید هیثمی
كنوزالحقایق فی احادیث خیر الخلایق مناوی
استیعاب ابن عبدالبر
مستدرك حاكم
حلیةالاولیاء ابونعیم اصفهانی
تاریخ بغداد خطیب بغدادی
الصواعق المحرقة ابن حجرمكی
ریاض النظرة محب طبری
شرف النبوة ابوسعید
مناقب خوارزمی
نهایة ابن اثیر
پس از رحلت پیامبر اکرم بر خلاف دستور و توصیه حضرت، در سقیفه بنی ساعده جلسه ای تشکیل شد تا خلیفه بعد از پیامبر تعیین شود! جلسه ای که در آن خلیفه و جانشین حقیقی پیامبر که در طول حیات شریف خود بارها بر آن تأکید نموده بود، حضور نداشت. زیرا مشغول به خاکسپاری بدن شریف پیامبر بود!!
بدین ترتیب با انحراف جریان خلافت از مسیر اصلی خود اسلام حقیقی تنها در علی و پیروان او خلاصه شد. از این رو در طول تاریخ اسلام پیروان علی(علیه السلام) با عنوان مشخص شیعه نامیده شدند.
در مقابل این گروه که اقلیت مسلمانان صدر اسلام را تشکیل می دادند، اکثرت مسلمانان به خلافت خلفایی که در سقیفه انتخاب شدند رضایت دادند و در طول تاریخ اسلام خود را اهل تسنن به معنی کسانی که به سنت و روش پیامبر عمل می کنند!، نامیدند. حال این که چه کسانی واقعاً به سنت و روش پیامبر عمل می کنند سؤالی است که به اندازه همه تاریخ اسلام پاسخ دارد!!
مبدأ ظهور اصطلاح اهل سنت
در این باره اقوال مختلفی ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- از کلمات برخی از اهل حدیث و اشاعره استفاده میشود که این اصطلاح در عصر صحابه معروف بوده است، اما هیچگونه مستند حدیثی یاتاریخی این نظریه را تأیید نمیکند.
2- ابوحاتم رازی در کتاب «الزینه» تاریخ پیدایش این اصطلاح را عهد خلفای عباسی دانسته و میگوید:در عصر معاویه گروهی از مسلمانان که هواخواه عثمان بودند «عثمانیه» نامیده میشدند و دوستداران علی«علویه» خوانده میشدند و آنان پیش از آن به «شیعه» معروف بودند آنگاه در عهد حکومت عباسیان نام «علویه» و «عثمانیه» نسخ گردید و علویه به نام پیشین خود یعنی شیعه تغییر کرد و دیگران اهل سنت نامیده شدند و این دو نام پس از آن ادامه یافت.{17}
3- قول دیگر این است که تاریخ این اصطلاح به اواخر قرن دوم هجری باز میگردد، چنان که در رسالهای که عمر بن عبدالعزیز (متوفای 101 ق) در بطلان نظریه «قَدَر» نوشته، اصطلاح اهل سنت به کار رفته است.{18} اگر چه از ظواهر کلمات عمربن عبدالعزیز استفاده میشود که اهل سنت به معنای اصطلاحی آن نیست، بلکه مقصود از آن، محدثان، ناقلان و عاملان به سنت نبوی است.{19}
پی نوشت ها:
1-لسان العرب
2-سوره مریم آیه 69:
3-سوره قصص آیه 15
4-سوره صافات آیه 83
5-سوره روم آیه 32
6-سوره حجر ایه 10
7-سوره انعام آیه 65
8-سوره انعام آیه 159
9-سوره بینه آیه 7 10-تفسیر الدرالمنثور جلا ل الدین سیوطی
11-ابن ماجه و الطبرانی فی الكبیر عن ابی رافع
12-رواه ابن جریر فی تفسیره ذیل آیه خیر البریة وابونعیم وابن مردویه والدیلمی عن جابر.
13-دیلمی عن علی و ابو ایوب الانصاری.
14-دیلمی و ابن عساكر والخوارزمی عن جابر.
15-الدار قطنی عن ام سلمه وله طرق اخر اخرجه ابن حجر.
16-الطبرانی عن علی و ابن مردویه و ابونعیم و دیلمی عن ابن عباس.
[17].اعیان الشیعه، ج 1، ص 18.
[18].بحوث فی الملل و النحل، ج 1، ص 334.
[19].ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص 167.
یعسوب الدین