«اي فرزندان آدم! لباسي براي شما فرستاديم كه اندام شما را مي پوشاند و مايه زينت شماست اما لباس پرهيزگاري بهتر است! اينها ( همه ) از آيات خداست ، تا متذكّر ( نعمتهاي او ) شوند!»

پوشش يكي از شئون انساني است و اين شأن انسان به خصوصيات متفاوت فردي، اجتماعي وي مربوط مي شود و مي توان گفت كه لباس پرچم وجود آدمي است كه از اعتقادات و فرهنگ و آداب و رسوم وي سخن مي گويد.

پيدايش لباس منشأهاي گوناگوني دارد، منشأ رواني، امنيتي، اجتماعي، اخلاقي و ديني و به خاطر اين منشأها و كاربردهاي گوناگون آن به عنوان نعمت از آن ياد مي شود كه خداوند مثل بقيه نعمت ها به انسان ارزاني داشته و آن را وسيله اي براي پوشش و زيبايي و حفاظت از سرما و گرما و از همه مهم تر، انجام عبادات خداوند قرارداده است.

قرآن، مبحث پوشش را در لابلاي آياتي كه پيرامون آفرينش انسان اوليه «حضرت آدم» آورده است و آن را به عنوان نعمت الهي از طرف خدا معرفي مي كند «يا بني آدم قد انزلنا عليكم لباساً...» و به خاطر همين اهميت لباس است كه شيطان با وسوسه هايش مي خواهد آن را از تن ارزشمند انسان بكند و جدا كند و اگر در اين زمينه موفق نشد تلاش مي كند تا انسان از مسير اصلي استفاده صحيح از لباس منحرف شود و راه افراط و تفريط را بپيمايد. سفارش و تأكيد قرآن و روايات به استفاده صحيح از اين وسيله، به ما يادآوري مي كند كه شكر نعمت لباس به استفاده صحيح و مناسب از آن نعمت است تا زمينه رشد شخصيت فردي و اجتماعي انسان را فراهم كند و تأثير پوشش صحيح را برآرامش و امنيت بيان نمايد.

روايات به اين نكته اشاره دارند كه لباس، نماد و سمبل اعتقاد انسان است و زبان گوياي اوست كه از سردرون انسان، پرده برمي دارد و حتي نسبت به جنس و رنگ و شكل لباس حساسيت نشان مي دهد و رهنمود ارايه مي نمايد تا ما به اهميت لباس و پوشش براي انسان پي برده و بدانيم كه انسان با پوشيدن لباس، نشانه ها و نمادهاي فرهنگي و اعتقادي خود را به نمايش مي گذارد.

آنچه كه از آيات و روايات بر مي آيد دين مبين اسلام به پوشش و ويژگي هاي آن اهميت ويژه اي قائل شده است و هم چنين در اسلام به داشتن لباس باطني (لباس تقوا)اهميت بيشتري داده شده است و آن برلباس ظاهري مقدم دانسته شده است. در دين اسلام پرداختن به اين لباس ظاهري هم بايد وسيله اي براي دستيابي به كمالات وزيبايي هاي باطني (تقوا)باشد تا جايي كه لباس ظاهري يك مسلمان نبايد با معيار هاي دست يابي به كمالات انساني مخالفت داشته باشد. امام علي عليه السلام مي فرمايد: «بهترين لباس ؛ لباسي است كه تو را از خدا به خود مشغول نسازد.»

اهميت پوشش در اسلام :

رسول خدا (ص) مي‌فرمايد:« آدميزاد حق دارد (بايد) لباسي داشته باشد تا عورت او را بپوشاند؛ نيز مي‌فرمايد: پوشش و لباس نشان بي‌نيازي است؛ همچنين مي‌فرمايد: تن با سه چيز شاداب و پروريده مي‌شود: بوي خوش و لباس ملايم و نوشيدن عسل.»

اميرمؤمنان (ع) مي‌فرمايد: «لباس، زيبايي را نمايان مي‌سازد؛ نيز مي‌فرمايد: لباس پاكيزه غم و اندوه را مي‌زدايد و براي نماز نيز لازم است.»

ويژگي هاي لباس از ديدگاه اسلام :

1. پوشيدن لباس‏هايي كه مخصوص زنان است، براي مردان و بالعكس پوشيدن لباس‏هاي مخصوص مردان براي زنان، بنا بر احتياط واجب جايز نيست؛ اما پوشيدن لباس‏هاي مشترك اشكال ندارد و هم چنين پوشانيدن لباس‏هاي مستعمل پسران به دختران يا بر عكس اشكال ندارد.

حرمت اين مسأله، علل گوناگوني مي‏تواند داشته باشد. يكي از مهم ترين حكمت‏هاي آن جلوگيري از تشابه دو جنس زن و مرد است؛ زيرا اين تشابه به تدريج زيانهاي گوناگوني را در خانواده و اجتماع پديد مي‏آورد.

نه تنها زنان نبايستي خود را به شكل مردان دربياورند بلكه برعكس مردان نيز نبايستي خود را به شكل زنان در آورند.

ü      در روايات متعددي از تشبه زنان به مردان و مردان به زنان نهي شده است.در چندين روايت اشخاصي كه خود را به شكل جنس مخالف در بياورند يا در رفتار و لباس پوشيدن و ... خود را مانند جنس مخالف كنند مورد لعن خدا و رسول خدا( ص) قرار گرفته اند.( مستدرك‏الوسائل 3 246 9- باب عدم جواز تشبه النساء بالرجال)

در روايتي از نبي مكرم اسلام ص آمده است كه «چهار گروه را خدا از رحمت خويش دور كرده است و خداو رسولش و ملاكه بر آنان لعن مي فرستند ...يكي از اين گروهها زناني هستند كه خود را شبيه مردان مي كنند »( مستدرك‏الوسائل 13 203 70)

پيامبر فرموده اند:«خدا مرداني را كه شبيه زن مي‏شوند و زناني را كه خود را شبيه مرد قرارمي‏دهند ، نفرين كرده است.»

بي شك حرمت تشبيه زنان به مردان و بالعكس به خاطر مفاسدي است كه اين كار براي فرد وجامعه در پي دارد.

دوگانگي شخصيتي و بحران هويت يكي از مهم ترين تاثيرات تشبيه به جنس مخالف است كه زمينه انحرافات شخصي، رواني و هم اجتماعي را در پي خواهد داشت.تشبيه به جنس مخالف زمينه اي براي جهت گيري كاركردي شخص و شخصيت فرد بر خلاف جنسيت خود است كه به ناكارآمدي و معطل ماندن استعدادهاي شخصي و خدادادي مي انجامد. اين امر بزرگترين لطمه اي است كه مي تواند بر يك فرد وارد شود و مصداق روشني از دوري از رحمت خداست.

2. عدم تشبه به كفار در پوشش؛ بدين معني كه مسلمانان در لباس، كفش، كلاه، انگشتر، گردن بند و ساير پوشيدني ها، خود را شبيه كافران سازند؛ همانند پوشيدن كراوات، پاپيون و لباس هايي با مدل ها و تصاوير مخصوص به كفار كه شعار و مروج فرهنگ آنان است. در روايات، تشبه به كفار در خصوص پوشش مورد توجه قرار گرفته و مؤمنان از آن نهي شده اند.

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «كم مي شود كسي خود را شبيه قومي سازد و اندك اندك از آنها نشود.»( نهج البلاغه، كلمات قصار 207)

در حديثي امام صادق(ع) فرموند: «خداوند عزوجل، به پيامبري از پيامبرانش وحي نمود: به مؤمنان بگو! پوشش دشمنان من را نپوشند، از خوردني‌هاي ايشان نخورند و راه‌هاي آنان را نپيمايند، كه در اين صورت، بسان دشمنان من خواهند بود.» ( من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 252)

3. رعايت آراستگي و پاكيزه بودن

پيامبر اكرم( صلى الله عليه و آله) :«خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پاكيزه است و پاكيزگى را دوست دارد »

حضرت علي (عليه السلام) :«آراستگي از اخلاق مومنان است.»

امام صادق (عليه السلام) :«خداوند آراستگي و زيبايي را دوست دارد و از نپرداختن به آن و خود را ژوليده نشان دادن بدش مي آيد.»

پيامبراكرم (صلى الله عليه و آله) :«لباس سفيد و روشن بپوشيد كه پاكيزه و پاك تر است.»

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) :«خداوند دوست دارد كه وقتي بنده اي براي ديدار دوستش ميرود خود را آراسته كند.»

امام صادق (عليه‏السلام ):«لباس بپوش وتجمل كن به راستي كه خداوند زيباست وزيبايي را دوست دارد ولي اين زيبايي بايد حلال باشد .»

4.لباس شهرت نباشد.

پيامبراكرم (صلي الله عليه واله)فرمودند:«كسي كه دردنيا لباس شهرت بپوشد ، خداوند روز قيامت براو لباس ذلت خواهد پوشانيد.» (ميزان الحكمه جلد 5 ص 306(

ü   لباس شهرت، لباسي است كه پوشيدن آن براي شخص، به جهت جنس پارچه يا رنگ يا كيفيت دوخت يا مندرس بودنش و مانند آن، معمول نبوده و خلاف شأن او به حساب آيد؛ به طوري كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه آنان را به خود جلب كرده و انگشت نما مي شود. (حضرت آيت الله خامنه اي، اجوبة الاستفتائات، س 1361)

امام رضا (ع)فرمودند:«هر كس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گري كند خدا رحمتش را از او باز مي دارد.»

5. لباسي كه داراي پوشش كامل باشد.دين اسلام دستور مي‌دهد تا در محيط اجتماع زنان و مردان مبادرت به حفظ پوشش بدني خود كنند تا زمينه‌هاي نگاه‌هاي شهوت آلود را از بين ببرند تا از هر لحاظ محيط اجتماع محيطي سالم باشد.

يكي از اصحاب پيامبر مي‌گويد روزي نشسته بودم و لباسم كنار رفت و ران پايم پيدا شد. پيامبر كه در حال عبور بودند، به من گفتند:« ران خود را بپوشان كه جزء عورت است.»

امام صادق(عليه‌السلام) :«پوشيدگي شديد لقمان را از علل حكيم شدن وي مي‌دانند.»

بر همين اساس به زنان و مردان دستور حجاب و پوشش مي‌دهد كه بدن خود را بپوشانند. گر چه در مورد زنان به خاطر ظرافت‌ها و ويژگي‌هاي خاص اين دستور مؤكد است. رسول خدا(ص) مي‌فرمايد:« براي زن جايز نيست مچ پايش را براي مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنين عملي شد اول اينكه: خداوند سبحان هميشه او را لعنت مي‌كند. دوم اينكه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ مي‌شود. سوم اينكه: فرشتگان الهي هم او را لعنت مي‌كنند. چهارم: عذاب دردناكي براي او در روز قيامت آماده شده است.هر زني كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش را براي غير شوهرش آشكار نمي‌كند و همچنين موي سر و مچ پاي خود را نمايان نمي‌سازد و هر زني كه اين كارها را براي غيرشوهرش انجام دهد دين خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت به خود خشمگين كرده است.»

امّا اين بدان معني نيست كه مردان هيچ گونه دستوري در رعايت حجاب و پوشش ندارند. بلكه همان طور كه زنان موظف هستند ويژگي‌هاي خاص جنسيتي خود را در اجتماع بروز ندهند، مردان نيز ملزمند محيط اجتماع را آلوده به مسائل جنسي و هوس آميز ننمايند. به مردان توصيه مي‌شود بدن خود را با لباس‌هاي مناسب بپوشانند. مردان جايز نيستند از لباس‌هاي تنگ استفاده كنند به طوري كه اندام‌هاي آن‌ها را به نحوي نمايان كند كه موجب تحريك و ايجاد مفسده شود. هم چنين لباس‌هاي آستين كوتاه در صورتي كه سبب مفسده باشد يا به طوري كوتاه و زننده باشد كه موجب تحريك شهوات در اجتماع گردد براي مردان حرام است.

ü      در يك روز باراني حضرت علي(عليه‌السلام) با پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌وآله) در بقيع بودند كه زني سوار بر الاغ از آن‌جا عبور مي‌كرد. ناگهان پاي الاغ در چاله‌اي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد. رسول خدا به سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: اي مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا كه از پوشاننده‌ترين لباس‌هاي شماست‌. و به‌وسيله‌ي آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنيد. (البته بايد توجه داشت كه پيامبر، شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند، نه جايگزين پوشش!)

پيامبر سه بار فرمود :«خدايا ! زنان شلوار پوش را بيامرز . اى مردم ! شلوار بپوشيد كه شلوار پوشاننده ترين جامه‌‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مى‏آيند با شلوار حفظ كنيد.»

رسول خدا (صلي الله عليه واله) فرمودند:« هلاكت زنان امت من در دو چيز است: «طلا و لباس نازك‌‌».( شيخ مفيد، امالي)

حضرت علي(ع) فرمودند:« بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك است.»

امام صادق(ع) مي‌فرمودند:«سزاوار نيست زن مسلماني، لباسي بپوشد كه بدن وي را نمي‌پوشاند»

6. غصبي نباشد. پوشيدن لباس غصبي جايز نيست و شرعاً حرام است و نماز در آن نيز باطل است.(توضيح المسائل (امام) ، مسئله 815)

7.لباس مهيج نباشد.

پوشيدن هرگونه لباسي كه عرفاً مهيج است و جلب توجه نامحرم مي كند حرام است چه براي زن و چه براي مرد.(امام،‌ با استفاده از استفتاء از كتاب احكام بانوان، ص‏37)

مهيج بودن لباس خواه به خاطر رنگ آن باشد يا مدل آن يا جنس لباس و يا هر چيز ديگر باشد، لذا گاهي ممكن است. روسرى، مانتو، و مقنعه يا كفش خانمي بگونه اي باشد كه جلب نظر نامحرم كند و مهيج باشد كه در اين صورت پوشيدن آن جايز نيست.(امام، اراكى، بهجت، خامنه اى، سيستانى، فاضل، گلپايگاني و مكارم)

رنگ لباس

دين مبين اسلام به طور ظريفي اثرات حداقل و ضعيف را در نظر دارد و اينكه اين اثرات ضعيف چه مثبت و چه منفي در صورت تكرار مي‌توانند منجر به تأثير كلي و محسوس گردند؛ لذا در همين رابطه دستورات خاصي در مورد رنگ لباس داده است.

رنگها آنچنان در روح و روان آدمي اثر مي گذارد كه موجب تغيير رفتار وي مي‌شوند و اين نوع تغيير به تحول در خصوصيات و شخصيت افراد منجر مي‌گردد، يك رنگ بخش مياني مغز را تحريك مي‌كند و در نتيجه بر اعصاب و روان انسان اثر مي گذارد .

دين مبين اسلام به طور ظريفي اثرات حداقل و ضعيف را در نظر دارد و اينكه اين اثرات ضعيف چه مثبت و چه منفي در صورت تكرار مي‌توانند منجر به تأثير كلي و محسوس گردند؛لذا در همين رابطه دستورات خاصي در مورد رنگ لباس داده است.

انسان و رنگ زير مجموعه‌اي از نظام كل و جهان مي‌باشند،لذا انسان و رنگ و طبيعت دائماً در تعامل با هم بوده و در نهايت انسان محصور در چهار ديواري طبيعت را تحت تأثير قرار مي‌دهند. از جهت رنگ شناسي تعادل رواني زماني در انسان به وجود مي‌آيد كه ارتباط بين انسان،رنگ و طبيعت متعادل باشد در آن صورت اثر مثبت بر روح و روان انسان خواهد گذاشت و در غير اين صورت با عدم جايگزيني صحيح رنگ در مكان خاص خود و به كارگيري نادرست آن در محيط‌هاي انساني صدمات روحي شديدي بر انسان وارد خواهد آمد. (رنگ و تربيت، صفحات ۱۵ الي ۲۵)

رنگ حجاب

به طور كلي رنگ‌هاي روشن اثر تحريكي زيادي دارند و به همين جهت رنگ‌هاي نزديك به سفيد علاوه بر افزايش فعاليت عمومي بدن باعث پيشرفت كار و فعاليت‌هاي شغلي و حرفه‌اي مي گردند و برعكس رنگ هاي تيره نظير:سرمه‌اي و آبي و سياه به جهت كاهش انعكاس نور،اثر محرّك كاهندگي داشته و باعث كم شدن فعاليت مي‌شوند به همين جهت است كه در هر محيطي متناسب با آن بايد رنگ مناسب استفاده شود.

آنچه از روايات اسلامي به دست مي‌آيد اينكه جمال و زيبايي امري پسنديده است و به همين قياس استفاده از لباس زيبا به عنوان يك نعمت الهي شايسته محسوب مي گردد. از حضرت علي( عليه السلام )روايت شده است:«ان اللّه جميل و يحب الجمال و يحب ان يري نعمته علي عبده؛ خدا جميل است و جمال را دوست دارد، دوست دارد كه نعمت خود را بر بنده خود بيند».( اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج ۱۸، ص ۶۵)

«اظهارالنعمة احب الي الله من صيانتها فاياك ان تتزين الا في احسن زي قومك؛ اظهار نعمت باري تعالي در نزد خدا محبوب تر است از نگاهداري آن نعمت،پس برحذر باش كه لباسي بپوشي مگر اينكه در بهترين پوشاك قوم خود باشي».( همان،ص ۷۱)

در روايتي از پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله و سلم )آمده است:«حسنوا لباسكم و اصلحوا رحالكم حتي تكونوا كانّكم شامة في الناس»( همان، ص ۶۳(

پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله و سلم )در يك بيان كوتاه ارتباط سه گانه‌اي كه ميان شكل، رنگ و بوي لباس بايد برقرار باشد را بيان فرموده‌اند. عبارت«حسنوا» اشاره به زيبايي شكل لباس دارد،«اصلحوا» اشاره به رنگ لباس دارد، رنگ آن به گونه اي باشد كه ضمن ارتباط با شكل لباس، پوشنده لباس با محيط نيز تناسب داشته باشد و«شامّه» اشاره به عطر و بو دارد، در واقع نتيجه«حسنوا» و «اصلحوا» مي‌باشد.( همان،ص ۷۱)

اگر همين روايت پيامبر اكرم( صلي الله عليه و آله و سلم )را ملاك براي حجاب قرار دهيم. حسنوا و اصلحوا بودن پوشش،آن است كه رنگ و شكل آن به گونه‌اي جذّاب كه توجه ديگران(مردان) را به خود جلب نمايد،نباشد؛زيرا هدف از حكم حجاب پاكي و طهارت قلب انسان از هرگونه هيجانات و توجهات شهوت آلود است و اين امر مكرر در آيات حجاب آمده است كه«ذلك ازكي لهم، ذلكم خير لكم، ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين، ان يستعفن خير لهم، ذلكم اطهر لقلوبكم» و اگر دستوراتي در مورد نوع پوشش يا سخن گفتن و راه رفتن زنان آمده است،همه تأمين كننده سلامتي قلبي و طهارت باطني زنان و مردان و نهايتاً سلامت و سعادت جامعه مي‌باشد.

اكنون با توجه به حكمت و فلسفه‌ي اين حكم الهي اين سؤال مطرح مي گردد كه چه رنگي براي حجاب جايز است؟! آيا مي‌توان از رنگي غير از سياه استفاده نمود؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت: در روايات اسلامي ضمن توصيه به استفاده از رنگ‌هاي سبز و زرد و سفيد براي لباس سخني در باب رنگ پوشش حجاب نيامده است.

اما آنچه منطقي و معقول است اينكه رنگ پوشش حجاب به گونه‌اي بايد باشد كه اثرات تحريك كنندگي و برانگيزاننده شهوت نداشته باشد و بر اين اساس و با توجه به اثرات رواني رنگها تنها استفاده از رنگ‌هاي سرد براي پوشش حجاب شايسته است. رنگ هايي چون: سبز، آبي، خاكستري و اگر بانوان بيشتر از رنگ سياه استفاده مي نمايند به آن جهت است كه رنگ سياه از نظر رواني فعّال نيست و توجّه ديگران را به خودجلب نمي‌كند، لذا استفاده از آن توسط بانوان باعث عدم توجه جنس مخالف مي‌گردد.