داشتن يك زندگي ايده‌آل، با نشاط و خوب، رعايت يك سري اصول و قواعد صحيح زندگي را مي‌طلبد. خواندن و عمل كردن به سلسله مباحث گام‌هاي زندگي مشترك، ما را تا حدودي به آن مرتبه از آرامش و سكون واقعي مي‌رساند.

انتقاد پذيري

فلسفة اصلي زندگي مشترك، قرار گرفتن دو نفر در كنار هم براي طي كردن مسير رشد و كمال در اين دنياست. انسان در صورتي مي‌تواند به رشد حقيقي دست پيدا كند كه عيب‌هاي خود را يكي پس از ديگري برطرف كند. در اين ميان جهالت يا غفلت انسان، مانع دست‌يابي به تمام عيب‌هاست. از همين روست که بايد گفت يکي از اصلي‌ترين معارفي که بايد به دنبال آن بود، شناخت عيب‌هاي خويش است.

وقتي انسان در كنار شخص ديگري قرار مي‌گيرد، چشم‌هاي او هم به ياري‌اش آمده و در راه دست پيدا كردن به عيب‌ها كمكش مي‌كند. در زندگي مشترك به جهت علاقه ميان زن و شوهر و ارتباط زيادي كه اين دو با هم دارند، دو طرف علاوه بر اينكه مي‌توانند در يافتن عيب‌ها به يكديگر كمك كنند، در برطرف كردن اين عيب‌ها نيز ياران خوبي براي يكديگر هستند؛ البته اين در صورتي است كه هر دو طرف انتقاد پذير باشند؛ يعني تمايل داشته باشند همسرشان عيب‌هاي آنان را تذكر دهد.

زن يا شوهري که عيب‌هاي همسر خود را تذکر مي‌دهد، از محبوب‌ترين همسران است؛ زيرا تذکر معايب يکي از مصاديق آشکار دوستي خالصانه مي‌باشد. از سويي ديگر کسي که به دلايل غير قابل قبول از گفتن عيب‌هاي همسرش پرهيز مي‌کند، خواسته يا ناخواسته در مسير دشمني همسرش گام برداشته است.

يکي از دلايل اصلي فقدان فرهنگ انتقاد در محيط بسياري از خانواده‌ها، نوع نگاه اشتباهي است که ما نسبت به انتقاد داريم. ما بيش از آنکه انتقاد را همراهي دوستانه‌اي براي رسيدن به هدف آفرينش خويش بدانيم، آن را دست‌آويزي براي خرد شدن شخصيت خويش از جانب همسر مي‌دانيم؛ به همين دليل هم انتقاد نمي‌کنيم تا مورد انتقاد قرار نگيريم.

البته در موارد زيادي نيز آشنا نبودن با شيوة انتقاد از سوي انتقاد کننده است که اين ذهنيت را براي انتقاد شونده به وجود مي‌آورد.

نکاتي دربارة شيوة انتقاد

اگر انتقاد به صورت صحيح به همسر منتقل نشود، نه تنها تأثير خود را نخواهد گذاشت؛ بلکه سوء تفاهماتي را ايجاد خواهد کرد که زمينه‌ساز مشکلات جدي و جديدي در زندگي مي‌شود.

الف) زمان انتقاد

بهترين زمان انتقاد وقتي است که همسر، آمادگي روحي و ذهني لازم براي شنيدن انتقاد را داشته باشد. به عنوان مثال وقتي همسر از كار روزانه خسته است، در اوج عصبانيت، در هنگام ناراحتي از يك مسئله و...، انتقاد كار چندان درستي نيست.

انتقاد بدون اين آمادگي، ممکن است موجب ايجاد تنش در زندگي ‌شود. گاهي بهتر است گفتن يك انتقاد را تا چند هفته و يا چند ماه به تأخير انداخت تا آمادگي لازم براي شنيدن آن در همسر ايجاد شود. البته ما نبايد در اين مدت بيکار نشسته و فقط منتظر باشيم که خود همسر اين آمادگي را کسب کند؛ بلکه بهتر است خودمان هم نکات لازم در زمينه‌سازي را رعايت کنيم تا زمان انتقاد زودتر فرا برسد.

ب) مكان انتقاد

اگر با انتقاد به دنبال تغيير همسرتان هستيد، در جمع به او انتقاد نكنيد؛ زيرا بسياري از افراد حتي آن‌هايي كه مشتاق شنيدن عيب‌هاي خود هستند، از انتقاد در جمع عصباني شده و عكس‌العمل منفي از خود نشان مي‌دهند.

برخي عقده‌هاي خود را به بهانة انتقاد خالي مي‌كنند؛ يعني در جمع عيب فرد را مي‌گويند تا شخصيت او خُرد شود، بعد هم اسم اين عمل را انتقاد مي‌گذارند.

ج) زبان انتقاد

اگر انتقاد را اهداي عيب به همسر بدانيم، بايد در هنگام انتقاد رويي‌گشاده، گفتاري دوستانه و لحني مهربانانه داشته باشيم؛ در غير اين صورت انتقاد تأثير خود را نخواهد داشت. برخي انتقاد خود را با زبان سرزنش‌آميز مطرح مي‌كنند. اين کار بيش از اينكه شخص را تغيير دهد، ناراحت مي‌كند؛ پس بايد مراقب بود كه انتقاد ما شكل زخم زبان يا سرزنش به خود نگيرد.

د) انتقاد غير مستقيم

تا جايي كه ممكن است، انتقادها را به صورت غير مستقيم بگوييم. وقتي همسرمان كار خوبي را ديروز انجام مي‌دهد و امروز همان را ترك مي‌كند، بهتر است به جاي يادآوري اين اشتباه آن كار خوب را به يادش بياوريم. فرض كنيد مردي به رابطة با وقار همسرش با افراد نامحرم حساس است. ديروز دوستانش به خانه آمدند و زن بسيار متين و با وقار با آن‌ها برخورد كرد. امروز يك عدة ديگر از دوستان او به خانه آمده؛ اما زن وقار خود را آن‌گونه كه بايد، رعايت نكرد. در اينجا مي‌توان دو برخورد داشت؛ يكي اينكه مرد بگويد چرا امروز وقارت را حفظ نكردي؟ ديگر آنكه بگويد ديروز خيلي از شما خوشحال شدم؛ زيرا بسيار بهتر از امروز وقارت را رعايت كردي. به طور حتم شيوة دوم تأثير بيشتر دارد؛ زيرا علاوه بر اينكه انتقاد است و غير مستقيم، تشويقي هم در آن نهفته كه تأثير سخن را بيشتر مي‌كند.

ﻫ) ميزان انتقاد

انتقادهاي پشت سر هم موجب مي‌شود كه همسرمان احساس كند، ما فردي عيب‌جو شده‌ و فقط به دنبال نقص‌هاي او مي‌گرديم. به وجود آمدن اين احساس موجب مي‌شود که همسرمان گرايش دوستانه‌‌اي را که در انتقاد وجود دارد، حس نکند.

و) گفتن خوبي‌ها در کنار عيب‌ها

خوبي‌ها و بدي‌‌ها را بايد کنار هم ديد. اگر كسي فقط عيب‌گوي خوبي باشد، اما از گفتن خوبي‌ها غفلت كند؛ پس از مدتي تأثير كلامش از بين خواهد رفت. بنابراين پيش و پس از گفتن هر عيبي، خوبي‌هاي همسرمان را هم يادآور شده و او را به جهت اين خوبي‌ها ستايش كنيم.

ز) قالب انتقاد

لازم نيست هميشه انتقادها در قالب گفتار باشد، گاهي مي‌توان در قالب يک نامة دوستانه انتقاد کرد. گاهي هم در قالب رفتار؛ يعني به جاي اينکه از رفتار نادرست همسرمان انتقاد کنيم، با رفتار صحيح به او بفهمانيم که کار او نادرست است؛ براي مثال اگر همسرمان عصباني شده و بر سر ما فرياد مي‌کشد، ما با او به نرمي و آرامي سخن بگوييم تا بفهمد که کار درست، آرام سخن گفتن است.

ح ) نيت انتقاد

انتقاد تنها و تنها بايد براي اصلاح عيب همسر بيان شود. اگر عيب همسر را پيدا کرده و از آن در مواقعي استفاده کنيم که با او دچار اختلاف شده‌ايم، علاوه بر اينکه از نظر معنوي ضربة سهمگيني به خود زده‌ايم، رابطة خود و همسرمان را هم به مرز دشمني رسانده‌ايم.

ط) حفظ حريم خصوصي

نبايد عيب فرد به کس ديگري گفته شود. اين کار علاوه بر اينکه غيبت محسوب مي‌شود، نوعي دشمني به شمار مي‌آيد. در صورتي که فرد متوجه شود، همسرش عيب او را به کس ديگري گفته، در روابط زناشويي تنش‌هاي قابل توجهي پيش مي‌آيد. عيب همسر بايد به خود او گفته شود و در غياب او هم بايد حريم او را حفظ کرد.

ي) عيب جويي ممنوع

انتقاد، به معناي ذرّه‌بين به دست گرفتن و به دنبال عيب‌هاي همسر گشتن نيست. اين صفت علاوه بر اينکه خود عيب بزرگي است، موجب مي‌شود رابطة محبتي ميان زن و شوهر از بين برود.

فرق عيب‌جو و انتقادکننده آن است که عيب‌جو نگاهش را تيز کرده تا لغزشي در رفتار و گفتار طرف مقابل بيابد و به او بگويد. انتقادکننده در همان روابط عادي خود با ديگران، بدون اينکه قصد پيدا کردن عيب داشته باشد، در صورت مشاهدة عيبي، آن را به صاحبش منتقل مي‌کند.

ک) زمينه‌سازي براي شنيدن و پذيرش انتقاد

تمام نکته‌هايي که تا به حال گفته شد، خود عواملي براي اين زمينه‌سازي است؛ اما علاوه بر آن بايد به نکته‌هاي زير نيز توجه داشت:

1. با توجه به قواعدي که در گام شانزدهم گفتيم،يکي از موضوعات جلسات گفتگو را انتقاد از رفتار و کردار يکديگر بگذاريد. تعيين موضوع انتقاد، تا اندازة زيادي آمادگي لازم براي مواجهه با انتقاد را براي همسر ايجاد مي‌کند. تمام قوانين گفتگو را در اينجا هم مراعات کنيد.

2. پيش از انتقاد از همسر، از خودتان انتقاد کنيد؛ يعني ابتدا برخي از نقص‌هايي را که در گفتار يا رفتارتان بوده، خودتان بيان کنيد. به اين کار <خود انتقادي> مي‌گويند. خود انتقادي موجب مي‌شود زمينة رواني لازم براي پذيرش انتقاد در همسرتان ايجاد شود؛ زيرا يکي از دلايل عدم پذيرش انتقاد آن است که طرف مقابل احساس مي‌کند با پذيرش انتقاد در مقابل انتقاد کننده کوچک شده است، اما وقتي شما خود انتقادي نموديد، همسرتان شما را در کنار خود مي‌بيند؛ نه در مقابل خود؛ به همين دليل هم احساس حقارت نمي‌کند. تأثير انتقاد پس از خود انتقادي دو چندان خواهد شد.

3. سخنان مقدماتي براي ورود به انتقاد هم بسيار مهم است. بهتر است بدون مقدمه به سراغ انتقاد نرويم. پيش از انتقاد خيال همسرمان را از اينکه واقعاً در پي اصلاح عيب هستيم نه چيز ديگري، آسوده کنيم؛ براي مثال پيش از آن بگوييم از آنجا که من شما را دوست دارم، نمي‌خواهم عيبي داشته باشيد که شما را از رشد حقيقي باز دارد. دوست دارم شما هم نسبت به من همين طور باشيد؛ يعني اگر ديديد عيبي دارم که مانع رشدم شده، حتماً آن را بازگو کنيد تا به کمک شما آن را برطرف کنم. ابراز محبت و علاقه هم از سخنان مقدماتي لازم است.

4. پس از انتقاد هم فضاي رواني همسرمان را با جملاتي آرام کنيم؛ براي مثال بگوييم البته اين برداشت من از اين رفتار يا گفتار بود؛ شايد هم اشتباه مي‌کنم. حالا که من عيب شما را گفتم، خيلي دوست دارم که من هم اگر عيبي دارم، بگوييد.

5. از او بخواهيد تا نقش شما را در عيب خود تذکر دهد؛ براي مثال به او بگوييد اگر من هم در اين مسئله مقصر هستم، بگوييد تا خودم را اصلاح کنم.

6. پس از بيان انتقاد از اينکه او به سخنان شما گوش داده است، تشکر کنيد. 

 

تبیان زنجان